مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

113

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

به احتمال قوى منظور او همين كتاب البدء و التاريخ است كه در فصل مربوط به فرق صوفيه در باب حلوليان بحث مىكند [ 1 ] و نيز در بحث از مشاهدات خويش ، در فارس ، از ايشان ياد مىكند . [ 2 ] ب - يكى ديگر از كتابهايى كه به تصريح از كتاب البدء و التاريخ ، نام برده و مطلب نقل كرده است كتاب بيان الاديان تأليف ابو المعالى رازى است كه از آثار قرن ششم شمرده مىشود . مؤلف در اين كتاب ، مطالبى از كتاب البدء و التاريخ به عنوان « تاريخ مقدسى » نقل مىكند ، از جمله مطلبى را كه مؤلف ما ، در گزارش ديدار خويش از آتشگاهى كهن در جور ( فيروزآباد ) فارس نقل كرده است به اين صورت مىآورد : « و در تاريخ مقدسى آورده است كه در فارس آتشگاهيست كه آن را قديمتر دارند و در آنجا كتابى است كه زردشت بيرون آورده است به سه باب زند و پازند و اوستا و ابتداى آن كتاب اين لفظهاست : فى گمان هى رستخيز هى به هستى هرمزد و امشاسپندان . معنى اين لفظها آنست : بىگمان باش به روز رستخيز و بىگمان باش به هستى ايزد تعالى و فريشتگان او . » [ 3 ] كه مسلما همان عبارت مؤلف ما را در نظر داشته آنجا كه گويد : « و لقد دخلت بيت نار جور [ 4 ] و هى كورة من كور فارس قديمة البناء و سألتهم عن ذكر البارى فى كتابهم فاخرجوا الى صحفا زعموا انها الا بسطا و هو الكتاب الذى جاءهم به زردشت فقروا على بلسانهم و فسرّوه على بمفهومهم الفارسيه : فيكمازهم بهسته هرمز و بشتاسبندان فكمازهم رستخيز قالوا و هرمز هو البارى بلسانهم و بشتاسبندان الملائكه و معنى رستخيز فنى فقم . » [ 5 ] كه يا مؤلف بيان الاديان در ترجمه و تفسير خويش قدرى آزادى عمل براى خود قايل شده و نقل به معنى كرده است يا در نسخهء مورد استفادهء او از كتاب البدء و التاريخ ، در اين قسمت ، تفاوتهايى با متن حاضر مورد استفادهء ما وجود داشته است . مؤلف بيان الاديان در چندين مورد ديگر نيز مطالبى عينا از اين كتاب نقل كرده كه نام كتاب و مؤلف را به ميان نياورده است . از جمله تفسيرى كه از كلمهء خذاى در فارسى دارد . [ 6 ] پ - يكى ديگر از متون معروف تاريخى زبان فارسى كه به كتاب البدء و التاريخ نظر داشته است

--> [ 1 ] البدء ، ج 2 ، ص 91 . [ 2 ] همان جا ، ج 2 ، ص 91 . [ 3 ] بيان الاديان ، ص 6 . [ 4 ] در متن ، هوار « خوز » آورده است و ما به قرينه اصلاح كرديم . [ 5 ] البدء ، ج 1 ، ص 62 - 63 . [ 6 ] بيان الاديان ، ص 6 .